بایگانی برچسب: s

مونا زارع نامه شماره ۱۳

طنز دنباله دار / مونا زارع “طنز نویس” نامه شماره ۱۳

قسمت سیزدهم: چگونه با پدرت آشنا شدم  “عاشق شدن در یک سوت”

نامه شماره ۱۳

برایت گفتم زن‌دایی هفدهمین دخترش را زاییده بود اما نگفتم تخت روبه‌رویش در بخش زایمان یک پسر جوان بود! از وقتی که آمدیم زن‌دایی که دیگر زاییدن برایش مثل غذا خوردن یک کار روزانه حساب می‌شد، سر زایمان خیار پوست می‌کند و دهن دایی منوچ می‌گذاشت که بی‌هوا بچه را زایید. اما من شیفته مرد تخت روبه‌رویی شده بودم! زیر چشم‌هایش به اندازه طول نوک انگشتان تا آرنجم گود رفته بود و موهای وزوزی‌اش شبیه کلاه روسی روی سرش را گرفته بود و روی تخت روبه‌روی زن‌دایی خوابیده بود و ادامه خواندن مونا زارع نامه شماره ۱۳