بایگانی برچسب: s

مونا زارع نامه شماره ۹

طنز دنباله دار / مونا زارع “طنز نویس” نامه شماره ۹

قسمت نهم: چگونه با پدرت آشنا شدم  “جاوید و اعضای فامیل”

نامه شماره ۹

دایناسورها و خواستگارهای واقعی، در یک برهه زمانی زندگی می‌کردند که انگار یکی از آن خواستگارهای واقعی موقع انقراض ته غار جا مانده بود و رطوبت و تاریکی نگذاشته بود فاسد شود و او کسی نبود جز جاوید، کارآموز جدید اداره بابا! رتبه ۴ کنکور ریاضی که از شدت کار کشیدن از مغزش کچل شده بود. عصر چهارشنبه بود که جاوید طبق معمول زنگ زد و قرار خواستگاری گذاشت. این‌که می‌گویم طبق معمول چون جاوید نوعی سندروم خواستگاری داشت. یعنی برایش جا افتاده بود هر دختری را می‌بیند وظیفه دارد عاشقش شود وگرنه ادامه خواندن مونا زارع نامه شماره ۹