بایگانی برچسب: s

مونا زارع نامه شماره ۳۲

طنز دنباله دار / مونا زارع “طنز نویس” نامه شماره ۳۲

قسمت سی و دوم : چگونه با پدرت آشنا شدم  “همه مردها همینن”

نامه شماره ۳۲

قرار بود امروز آخرین نامه‌ای باشد که برایت می‌فرستم. من و سامان می‌خواستیم با هم ازدواج کنیم اما اتفاقی افتاد که همه چیز عوض شد. از صبح همان روزی شروع شد که مثل امروز پنجشنبه بود. دست و پاهایم را از زیر پتویم بیرون کشیدم و خودم را کش‌وقوس دادم. یادم افتاد دیگر شوهر دارم و سامان در اتاق بغلی خوابیده است. از ذوقم شانه‌هایم را لرزاندم. هنوز کله‌ام زیر پتو بود که ادامه خواندن مونا زارع نامه شماره ۳۲