نامه شماره یک طنز مونا زارع

مونا زارع نامه شماره 1

مونا زارع طنز نویسی است که در روزنامه های زیادی فعالیت دارد . وی طنزی را با مبنای جستجوی شوهر شروع کرده که این روزها طرفداران زیادی دارد . این طنز بصورت نامه هایی برای فرزندیست که هنوز به دنیا نیامده و او قصه ی انتخاب پدر برای این فرزند را سوژه ی اصلی طنز خود قرار داده است . ضمن تقدیر از طنزهای زیبای ایشان برای شما سری این نامه ها را قرار دادیم . امیدواریم لذت ببرید .

مونا زارع نامه شماره 1

دکتر بهروز ساعت ۷ صبح يک روز جمعه بود که تصميم گرفتم شوهر داشته باشم. دقيقا فرداي عروسي دخترعمويم، از خواب که بيدار شدم ديدم جايش خاليست! پدرت را مي‌گويم. اولش شک کردم نکند جاي يک چيز ديگر خالي شده و من جاي شوهر اشتباه گرفتم! دو سه باري در رختخواب غلت زدم و هر چقدر فکر کردم تا به يک نکته آبرومندانه‌تري برسم، باز مي‌رسيدم به شوهر.

يعني حالا که فکر مي‌کنم از همان عروسي ديشب دقيقا همان وقتي که همه مردها دم در سالن عروسي منتظر خانم‌ها ايستاده بودند و سرشان غر مي‌زدند و کسي نبود عروسي را کوفتم کند و بچه را بيندازد روي دوشم تا با کفش پاشنه بلند، بچه تنبان خيس شده را خرکش کنم و با مژه نصفه کنده شده اشکم را دربياورد که به‌‌خاطر خستگي‌اش نمي‌رويم دنبال عروس، دقيقا همان موقع، در اوج آزادي دلم شوهر خواست!‌ جاي گند زدن پدرت در زندگي مجردي‌ام خالي بود و من تصميم گرفتم جايش را پر کنم! اولين گزينه‌ام بهروز پسر عمو اسدالله بود. چون که دم دست‌ترين گزينه بود. خانه‌شان کوچه پاييني بود. با خودم گفتم همين الان هم بخواهد من را بگيرد، با احتساب زمان ته ريش زدنش و توالت رفتنشان و رسيدنشان به اين‌جا تا ۹ صبح ديگر ازدواج کرده‌ايم.موبايلم را برداشتم و به بهروز پيامک زدم: «کي وقت داري ازدواج کنيم؟» مي‌گفتند بهروز مغز پزشکي است.

اما عمو اسدالله مي‌خنديد و مي‌گفت نطفه‌اش از خودم است، حرف مفت است! راست هم مي‌گفت. هنوز هم عمو اسدالله با اين هيکل و د و من سيبيل به کيسه صفرا مي‌گويد صفورا! هميشه هم از اين اندامش به نيکي ياد مي‌‌کرد چون هم نام زن عمو است! هرچقدر هم بهروز مي‌گفت صفرا يک کيسه بوگندوي ضايع است‌،باز هم عمو خودش را لوس مي‌کرد و داد مي‌زد کيسه صفوراي من کيه؟؟ زن عمو هم هربار ريسه مي‌رفت و مي‌گفت: من‌! با اين حال مي‌گفتند بهروز مغز پزشکي است! نه اين‌که فکر کني پزشک است نه! از وقتي يکي از دوره‌هاي کمک هاي اوليه را ثبت‌نام کرده بود و تنفس مصنوعي ياد گرفته بود، فاميل نديد بديد ما دکتر صدايش مي‌کردند! زن‌عمو هم مي‌گفت پسرش يکجور منحصر به فردي تنفس مصنوعي مي‌دهد که تمام فرورفتگي‌ها آدم پف مي‌کند مي‌زند بيرون! خانوادگي مي‌گفتند از وقتي بهروز اين‌قدر مهارت پيدا کرده ديگر پايشان به دکتر باز نشده!

يعني اگر بهروز پدر تو مي‌شد مي‌توانستي افتخار بکني که پدرت مکتبي جديد در علم پزشکي ايجاد کرده که يبوست و آرتروز و ورم پانکراس را هم با تنفس مصنوعي درمان مي‌کند! بهروز هنوز جوابم را نداده بود. يک حالت بيشتر نداشت؛ قضيه را کف دست زن عمو کيسه صفورا گذاشته او هم از ترس اين وصلت خودش را به مردن زده! يعني کارش اين است! تا آن روز۶۲ بار بر سر هر قضيه‌اي که به مغزش فشار بياورد سريع خودش را به مردن زده بود تا فضا را متشنج کند! آخرين بار مي‌خواست ٨٥ تومان را جلوي جمع تقسيم بر سه کند. چون عددش رند نبود مغزش داغ کرد و خودش را به مردن زد تا کم نياورد! پيغامي از بهروز آمد: «نمي‌تونم! مامان صفورا مرده!» از کوره در رفتم.

پسرک بيکارِ بي‌عار يا شوخي‌اش گرفته بود يا بازي زن عمو را باور کرده بود. برايش نوشتم: محلش نذار زنده ميشه! کي مياي خواستگاري؟» دوباره بهروز پيغام داد: ميگم مرده! در روز اول وارد چالش عروس و مادر شوهر بازي شده بودم خنده‌ام گرفت! از خنده سر و ته شده بودم که مامان با لباس مشکي در اتاقم را باز کرد. از شکل نشستنم روي صندلي جيغي کشيد و گفت: «زن‌عمو صفورا جدي جدي مرد!» زن‌عمو کيسه صفورا ساعت ۷ صبح جمعه مرده بود. بهروز و مادرش صفورا پيغام من را خوانده بودند و به حماقت من آن‌قدر خنديده بودند که باعث فشردگي عضلات قلب صفورا شده بود. بهروز هم تا توانسته بود تنفس مصنوعي وارد کرده بود و باعث ترکيدگي شش‌هاي مادرش شده بود! مرگ غم‌انگيزي بود. مي‌گفتند جسد صفورا نيم متر با زمين فاصله داشت و هواي پر شده در بدنش خالي نمي‌شد! بهروز ديگر عمرا با من ازدواج مي‌کرد. خودت هم ميداني که بهروز پدرت نشد اما فرداي مرگ صفورا مسير ازدواجم تغيير کرد و با کسي آشنا شدم که فکر کردم چرا پدرت يک خلبان نباشد…!

قربانت – مادرت

ادامه دارد…

مونا زارع نامه شماره 1
مونا زارع نامه شماره 2
مونا زارع نامه شماره 3
مونا زارع نامه شماره 4
مونا زارع نامه شماره 5
مونا زارع نامه شماره 6
مونا زارع نامه شماره 7

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *